تبليغاتX
عشق يعني...

روبروم بود.....

روبروم بود ..... بغض ، تو گلوم بود

اگه می گفتم تموم بود

.

.

رفت و رفتم

هیچی نگفتم

فقط از دلم شنفتم :

که خودش بود ، نیمه پنهون ......

.

.

فرصت گفتنی ها چه رفت آسون

.

.

خود من بود ..... من  ̗ من بود

وصله جور ، دل و پاره تن بود

.

.

بشکنه دستم

ولی

ناخواسته گلدون شکستم

نتونستم بگمش : یه عمر  ̗ که خالی و خسته م

زبون بند اومد و

بخت بد و ...... هرچی که بودش

دست بدست داد که ندونم و نتونم و نگم

سینه م  به نفس نفس داد

همچی جور شد

که ناجور بشه

من هیچ جور نتونم

بگمش : لرزید دلم ......عاشق شدم ...... لال شد زبونم ......

بگمش : لرزید دلم ..... عاشق شدم

........ دیوونه و لال شد زبونم


 

نوشته شده توسط یه دوست در سه شنبه پانزدهم دی 1388 ساعت 15:22 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


امیدوارم

هنوزم منتظرم یه چیزی بگی به هر بهونه ای بود یه پیامی واست زدم ولی جواب ندادی امیدوارم یه روزی اینجا این پست رو بخونی و هرچی دلت می خواسته بگی ولی نگفتی رو اینجا واسم بگی نظرات این پست رو هم پس از تایید میزارم نشون داده بشه تا خصوصی حرفامون بمونه و به گوش bbc نرسه بعد بهم بگی تو فوضولی!

نزار بیشتر از این منتظر بمونم


 

نوشته شده توسط یه دوست در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 23:41 موضوع | لینک ثابت


خنده دار است بخند....

به چه مي خندي ؟به مفهوم غم انگيز جدايي؟

به چه چيز؟

به شكست دل من؟يا به پيروزي خويش؟

به چه مي خندي تو ؟

به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد ؟

يا به افسونگري چشمانت كه مرا سوخت و خاكستر كرد؟

به چه مي خندي تو ؟

به دل ساده ي من مي خندي كه دگر تا به ابد به فكر خود نيست.

خنده دار است بخند....


 

نوشته شده توسط یه دوست در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ساعت 14:19 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


زیر لب!


 

نوشته شده توسط یه دوست در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ساعت 14:18 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


تقدیم به عزیزترینم....


در میان من وتو فاصله هاست... گاه می اندیشم...می توانی تو به لبخندی...این فاصله را برداری !
تو توانایی بخشش داری...دستهای تو توانایی آن را دارد...که مرا زندگانی بخشد...
شور عشق و مستی...

وتو چون مصرع شعری زیبا...سطر برجسته ای از زندگی من هستی...
دفتر عمر مرا...با وجود تو شکوهی دیگر...رونقی دیگر هست...می توانی تو به من ... زندگانی بخشی...یا بگیری از من آنچه را می بخشی...

بی تو من چیستم ؟ابر اندوه...بی تو سرگردان تر از پژواکم
در کوه...گردبادم در دشت...برگ پاییزم
در پنجه باد...بی تو سرگردان تر از
نسیم سحرم..
بی تو ..اشکم...دردم...آهم...
آشیان برده ز یاد...
بی تو خاکستر سردم...خاموش...
نتپد دیگر در سینه من دل با شوق...
نه مرا بر لب...بانگ شادی...
بی تو وحشت هر زمان می دردم....
بی تواحساس من از زندگی
بی بنیاد...کاستن...کاهیدن...کاهش جانم...
کم کم چه کسی خواهد دید ...مردنم را بی تو... بی تو مردم...مردم...
چه کسی باور کرد...جنگل جان مرا...آتش عشق تو خاکستر کرد ؟

                            

                              تقدیم به عزیزترینم....
                                                     

                                                 همیشه دوستت خواهم داشت....


 

نوشته شده توسط یه دوست در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 11:10 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


یه روز بهم گفت...


یه روز بهم گفت: "میخوام باهات دوست باشم؛آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: "آره میدونم. فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام

یه روز دیگه بهم گفت: "میخوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: "آره میدونم. فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام

یه روز دیگه گفت: "میخوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه

بعد كه همه چیز رو براه شد تو هم بیا. آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: "آره میدونم. فكر خوبیه. من هم خیلی تنهام

یه روز تو نامه اش نوشت: "من اینجا یه دوست پیدا كردم. آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنها بودم

براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: "آره میدونم. فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام

یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:

"من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم. آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنها موندم

براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: "آره میدونم. فكر خوبیه. من هم خیلی تنهام

حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی كه بیشتر خوشحالم می كنه

اینه كه نمی دونه من هنوز خیلی تنهام.!!!


 

نوشته شده توسط یه دوست در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 18:45 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


Just For You


دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است

ساده می افتد

ساده می شکند

ساده می میرد

دل من تنها سخت می گرید



 

نوشته شده توسط یه دوست در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 22:34 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


عاشقانه میمیرم...!


 

نوشته شده توسط یه دوست در جمعه سوم مهر 1388 ساعت 20:43 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


تنها...


 

نوشته شده توسط یه دوست در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 23:48 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


وصيت من

خـــــدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون


شایــــد دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون


میــسپارمش بهت میرم تموم تار و پودمو


یه وقت نیای برنجونیش کسل کنی وجودمو


خــــدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو


کسی نیاد تو زندگیش بشین زیر سایشو بهش بگه دوستش دارم


خیلی بد زمونمون خـــدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون


.............


فـــردا قراره منو تو از هم دیگه جدا بشیم


فـــردا فـراره همدم گریه بی صدا بشیم


تو کوچه های بی کسی نیستی وپرسه میزنم


آی آدما نگاه کنید غریب شهرتون منم


یادش بخیر منو تو یه قلب پاک و بی غرور


حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور


من تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور


کی میخواد فــردا تو رو از من بگیره


کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره


ما باید فــردا رو از دنیا بگیریم ما اگه از هم جـدا بشیم میمیریم


ما باید قدر این روزا رو بدونیم وای اگه فــردا بیاد تنها میمونیم

 

خــــدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی


نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوسش دارم


راستی یادم نره بهت بگم عزیزترینمم اونه


خودم مهم نیست اما اون نذاری تنها بمونه


    بمیرم واسه حق حقش گریه چقدر بهش میاد


وقتی که حرسش میگیره میگه از من بدش میاد


اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت


همین دیونه بازیاش از اول چشمامو گرفت


حالا که دیگه مجبوریم با هم دیگه وداع کنیم


بیا به یاد اون روزا همدیگرو دعا کنیم


یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشیم


ای وای داره فــردا میاد باید دست به دعا بشیم


با قلب پاکت از خــــــدا بخواه منو صبرم بده


هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده


کی میخواد فــردا تو رو از من بگیره


کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره


عزیزم یادت نره دنیا دو روزه نمیخوام فــردا دلت واسم بسوزه

 

خـــــدا حتی اگه دوستــــم نداره تو میتونی نذاری تنهام نذاره


 

نوشته شده توسط یه دوست در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 23:46 موضوع | لینک ثابت